X
تبلیغات
::دلتنگی های عکاسِ خیابانِ چهل و هشتم::
::دلتنگی های عکاسِ خیابانِ چهل و هشتم::
|نگاهتان می کنم؛ نگاهتان به اطراف َست|
:201:: جهان، پر از سایه هایی ست که راه می روند...

.
من دوست دارم همینجا بایستم، وسط همین سایه هایی که با هم حرف می زنند، که با هم راه می روند، که به هم نمی رسند...

اصلن می خواهم به سایه ی بالا نگاه کنم و بگویم، نگاه کن سایه ام را آورده ام برایت که تنها نباشی …
موبایلم زنگ می خورد...
حرف می زنم و دور می شوم...

و چشم سایه ام هنوز مانده ، بر سایه ای که داشت نگاهش می کرد…

.


برچسب‌ها: نوشته های من
| جمعه پانزدهم فروردین 1393 | 11:24 | شادی آفرین آرش
::200:: بهــــار، هنوز عمقی ندارد...

.
زندگى, دوباره سر برخواهد آورد, زخمها و ترکها را خواهد پوشانيد, اما از بين نخواهد برد... خاصيت پوشانندگى همين ست به گمانم...
.
|Photo by: ShadiAfarin Arash|

+ عنوان برگرفته از هایکویی از "آرو"


برچسب‌ها: نوشته های من, متن و عکس, عکس های من, عکاسان ایرانی
| پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392 | 3:12 | شادی آفرین آرش
::199:: بمیریم تا از نو زاده شویم...

می خواهم، آنچه را که مرده ست بمیرانم، تا آنچه را که زنده ست، زندگانی بخشم. هر قدر دنیا سیاه تر باشد، نیاز افزون تری به روشن شدن دارد.

 |نورِ جهان: کریستین بوبن|

|Photo by: ShadiAfarin Arash|
+ عنوان، از کتاب ژان کریستف، رومن رولان...

برچسب‌ها: عکاسان ایرانی, نویسندگان خارجی
| دوشنبه بیست و ششم اسفند 1392 | 13:11 | شادی آفرین آرش
::198:: SomeWhere ::
روزمرگی؛ بی انگیزه گی، خنده های از روی اجبار به زنده گی، از روی اجبار به انگیزه ساختن، بی هویتی، پلشتی، عیاشی، تکرار، بی برنامه گی، آهستگی، فراموشی، ترک شده گی، درک نشده گی، سرگشته گی، رخوت، رنگ و رو رفته گی، سکون، سکوت و تنهایی...

داستان با یک صحنه ی کم رنگ و بی حس و بی بدیل از " هیچ" شروع می شود؛ داستان، تنهایی و سقوط را در عین در اوج بودن به تصویر می کشد، و در روند کند و آهسته اَش، در سکوت و بی حسی ی شخصیت اصلی معنا می یابد.
دورِ خود می چرخد و می چرخد و در سکوتی معنا برانگیر می پرسد: کجا هستم؟! این واژه، با عنوانِ داستان به نامِ "جایی" هماهنگی معنایی پیدا می کند.

بی حسی در بعضی از سکانسها با حضورِ دیگری( فرزند اَش) کاهش پیدا می کند اما از میان نمی رود. مسئولیت پذیری و خواستن اینکه همسراَش دوباره بازگردد و شنیدنِ نه، از دست دادن!! و باز یورش و هجومِ همان سرگشته گیها!


SomeWhere 00:01:03

تلخی ی درک و باور این تنهایی و سکوتی که انگار باید تا انتها بر دوش بکشد در میانه فیلم با گریم و خنده ی تلخِ نتیجه ی بعد از آن و در سکوت چقدر خوب به مخاطب منتقل می شود.

پیری، کهولت، از دست دادنِ جذابیت و قیافه؛ چقدر می تواند در تمامِ آن بی انگیزگی ها و تنهایی و سکوتِ غیرقابل تحمل اَش نقش داشته باشد، و خنده تلخِ او از این باور... از این جاماندگی، از این مانده گی، درمانده گی...

SomeWhere 00:35:45
SomeWhere 00:36:54
SomeWhere 00:38:27
فراموش شدگی و عصیان؛ عصیانی نه از جنسِ فریاد و همهمه، عصیانی از جنسِ هیچ و سکوت، رفتن؛ جا گذاشتنِ جاماندگی ها و ترک کردن، راهِ پیشِ رو؛ راهِ رفته؛ و پایانی باز...

SomeWhere 01:32:32
SomeWhere 01:33:03

SomeWhere 01:33:15
...
SomeWhere - 2010
Directed:Sofia Coppola
Cast: Stephen DorffElle Fanning,Chris Pontius, Karissa Shannon 

+ این یک نقد نیست، یک برداشت و شرحِ شخصی ست.

برچسب‌ها: نما و دیالوگ
| یکشنبه یازدهم اسفند 1392 | 12:30 | شادی آفرین آرش
::197:: فرصتی بخواهید...

فرصتی بخواهید

تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه

شانه بزنید

فرصتی بخواهید

که مخفی‌ترین نام خود را

که خون شما را صورتی می‌کند

از رود بزرگ بپرسید

به نام آن اسب

به نام آن بیابان

شما فرصت دارید

تا چیدن گندم‌ها

تا زرد شدن کامل گندم‌ها

عاشق شوید

|احمدرضا احمدی|


|Photo by: Lario Tus|


برچسب‌ها: عکاسان ایرانی, نویسندگان ایرانی
| چهارشنبه هفتم اسفند 1392 | 9:55 | شادی آفرین آرش
::196:: مهم نیست...

مهم نیست که این حرف‌ها
مثل دوربینم حرفه‌ای نیست
و فاصله
تنظیم نبوده وقتی مدام
از دریچه‌ای که باز کرده بودم دور می‌شدی

مهم نیست کجای کادر ایستاده‌ایم
حالا که سال‌هاست
تا سه می‌شمارمت
نه تو در عکس حاضری
نه من             در منظره‌ای که به آن پشت کرده‌ای...

|آتوسا قدیمی|


|Photo by: ShadiAfarin Arash|


برچسب‌ها: نویسندگان ایرانی, عکس های من, عکاسان ایرانی
| دوشنبه پنجم اسفند 1392 | 12:54 | شادی آفرین آرش